
مي شويم روي تو را فاطمه جان ز اشك تنهایی خيز و بين حال منِ خانه نشين شده تماشایی ای بود و نبود من ای ياس كبود من(۲) نشسته غم به دلم ز روي تو خجلم مشو ز ديده نهان نرو تو فاطمه جان ای يارو ياور من همسر من مريضه حيدر(۲) دست گلچين تو چرا لاله من به گل ستان چيدی لالهام چيدی و بر اشك من غمديده. ای تمام هست علی، میروی از دست علی گرفته ماه علی، ببین تو آخه علی آی زهرا(۴) مشو ز دید رها، مرو تو فاطمه جان ای چه بودی همه جا یار من و درد آشنایی من دست بشکستهی تو بود بسی گره گشایی من چه خود بشکسته بود گره ز کارم باز خانم میچکد خونِ ز ديدهام، ای یارِ شهیدهام ببین تو چشمِ تَرم، شکسته بال و پَرم مشو ز دید رها، مرو تو فاطمه جان ای يارو ياور من همسر من مريضه حيدر(۲)