
پایان بده این ظلمت و حیرانیِ ما را سامان بده اندوه و پریشانی ما را بی عطرِ حظورت همه شبها شبِ یلداست کوتاه کن این دوریِ طولانیِ ما را با یادِ تو شبهای خوشِ ما سپری شد گل روز ظهورت شبِ مهمانیِ ما را ما بیتو خرابیم بیا تا که رقیبان آگَه نشوند اینهمه ویرانیِ ما را جز اشک نداریم به درگاهِ تو راهیم *** شَمَمتُ ریحَک مِن مرقدِک فَجَنَّ مشامی به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی تو آن همیشه امامی من آن همیشه غلامم *** اینهمه رقّاصه از برای چه اینجا دین ندارید اگر غیرتتان رفته کجا پای رأس شهدا هلهله برپا نکنید *** آنقدر شدت ضربه به سرش سنگین بود سرِ او تا دَمِ ابرو شکافت