نیمه جان بود و پشت مرکب خود

نیمه جان بود و پشت مرکب خود

[ حاج محمود کریمی ]
نیمه جان بود و پشت مرکب خود
بوسه ای سنگ بر جبینش زد

نوبت تیر حرمله شده بود
آه از پشت زین زمینش زد

***
ناله ای میرسد به هر کس که

به تنش تیغ می کشد نزنید
روی تل ایستاده بی طاقت

کودکی جیغ می کشد نزنید
***

داس هایی بلند را میدید
بین دست جماعتی خوشحال

از سر شیب پیکری را وای
می کشیدند تا ته گودال

***
تبر و داس و دشنه و شمشیر

با تنی خورد جور می آید
تا بدوزند بر زمین از راه

نیزه هایی قطور می آید
***

نوبت یک حرام زاده شد و
نیزه کهنه اش به سینه نشست

وزن خود را به نیزه اش انداخت
ان قدر تکیه داد نیزه شکست

***

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

محبوب ترین محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

محبوب ترین حاج محمود کریمی

نظرات