نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من برایت پدرم پس تو برایم پسری چه مبارك پسری و چه مبارك پدری یاد شب های مناجات حسن می افتم می وزد از سر زلف تو نسیم سحری همه گشتیم ولی نیست به اندازه ی تو نه كلاخودی و نه یك زرهی نه سپری من از آنجا كه به موساییت ایمان دارم می فرستم به سوی قوم تو را یك نفری قاسمم را به روی زین بگذار عباسم قمری را به روی دست گرفته قمری نوعروست كه نشد موی تو را شانه كند عاقبت گیسویت افتاد به دست دگری بند بند تو كه پاشید خودم فهمیدم از روی قامت تو رد شده هر رهگذری جا به جا می شود این دنده تكانت بدهند وای عجب دردسری وای عجب دردسری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد