نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گویی از قاطبه ی اهل حرم جان می رفت قد رعنای حسن بود به میدان می رفت صورتش قرص قمر لعل لبش جام عسل پاره ی ماه سوی لشكر شیطان می رفت زرهش حرز دعا و سپرش پاره كفن گل بیارید كه با آینه قرآن می رفت گره از كار پسر نامه ی بابا واكرد چاره ی كار ز دستان بزرگان می رفت شعر رزمندگیش ذكر انا ابن الحسن است از طنین رجزش لرزه به عدوان می رفت نور چشمان حسن را همگی دور زدند هر كسی بغض حسن داشت به میدان می رفت سینه ی تنگ كجا؟ این همه نیرنگ كجا؟ استخوان بود كه زیر سم اسبان می رفت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد