نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قرار دل بیقرارم، حسین هوای همیشه بهارم، حسین من از کودکی عاشقت بودهام هنوزم تو را دوست دارم، حسین من و روضهات زندگی میکنیم تویی عشق شیرینِ عمرَم، حسین تویی آسمانیترین واژهام تویی عزّت و اعتبارم، حسین در این برزخ ناامیدی فقط به لطف تو امیدوارم، حسین دلم را در آشوب دنیای درد به چشمان تو میسپارم، حسین لباس پر آوازهی نوکری بوَد پرچم افتخارم، حسین چه بالا چه پایین بدون غمت چه لطفیست در روزگارم، حسین ... طفل ویرانه شدن، زار شدن هم دارد قد خَم، دست به دیوار شدن هم دارد تا صدای لبت آمد لبم از خواب پرید سر تو ارزش بیدار شدن هم دارد عقب افتادن این چند شب از عاطفهات این همه بوسه بدهکار شدن هم دارد بی سبب نیست که با دست به دنبال توام چشم خون لخته شده تار شدن هم دارد دخترت نیستم از تشت رهایت نکنم دختر شاه فداکار شدن هم دارد معجری را که تو از مکّه خریدی بُردند موی آشفته گرفتار شدن هم دارد .... تو نیستی و لشکری مرا عذاب میدهد عذاب لقمه نانی و عذابِ آب میدهد سوال میکنم ز نیزهدارها سرت کجاست؟ ولی به حرفهای بد به من جواب میدهند برای آن که بیشتر بترسم از حرامیان به تازیانهها چقدر پیچ و تاب میدهند همین که میخورم ز ناقه بر زمین مرا پدر، به مو بلند میکنند و به رباب میدهند تمام پیکرم ز پرت، درد تیر میکشد به ناقه هر قدم که بیشتر شتاب میدهند کسی دلش به حال گریههای دخترت نسوخت و پای هیچ کس شبیه پای دخترت نسوخت ... بابا ز خانهها همه بوی طعام میآمد ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم ... زن غساله چه میدید که با خود میگفت: مادرت کاش به جای تو پسر میآورد ... (دلم آغوش تو رو میخواد، خرابه سرده و دارم میلرزم هوا سرده ولی عیبی نداره، من از تاریکیا خیلی میترسم)۲ از کسی که سر تو رو رو نیزه بست بدم میآد از اون که دندون تو رو با سنگ شکست بدم میآد یه روز خوش من ندیدم، بابا جون رو خار صحرا دویدم، بابا جون بابا رو قلب من غم نشسته باباجون کی دندونات رو شکسته، باباجون؟ یکی به من حرف بد زد یکی به پهلوم لگد زد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد