نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خوش آمدی عزیز جانم خوش آمدی به آشیانم چه سان کنم شکر خدا را به صد زبان نمیتوانم چو محفل من کسی ندیده نشنیده طفل یتیمان خرابه و سری بریده یا ابالمظلوم و بابا حسین جان امید هر چه نا امیدی به شام غربتم رسیدی صدای گریه ام شنیدی به داد دخترت رسیدی اگر سرت را به روی دامن ننشانم بابا مرا ببخش به جان تو نمیتوانم یا ابالمظلوم و بابا حسین جان هزار و یک گلایه دارم بابا ولی بگو چگونه بر شمارم سری بریده پیش رویم چگونه دم ز غم بر آرم ز دیدن تو ای سر خونین و شکسته کشم خجالت چه گویم از دو دست بسته
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد