نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از زجر چقدر زجر دیدم نه بال برام مانده نه پر ما هر دور خلاصه سنگ خوردیم من حداقل تو حداکثر گیسوی نمانده را چه حاجت؟ بر دست کشیدن مکرر حسین آه آه آه دوباره قافله رفت و رقیه جا مانده ۲ چه تند میرود این ساربان وا مانده خدا به خیر کند باز گم شدم بابا بیا ببین که فقط چند ردپا مانده بگو چه کار کنم تا به عمهام برسم؟ توان پای پر از زخم کربلا مانده خودت که داخل گودال گیر افتادی ۲ عمو کجاست بیاید؟ ببین کجا مانده؟ به یاد درد لگدهای شمر افتادم ۲ دوباره چادر من دست خارها مانده ای تشنه لب جانم حسین، ای تشنه لب جانم حسین ۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد