نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بابا رفتی منو، بردن با حرمله پاهای کوچیکم، پُر شد از آبله موهای سوختمو، شونه زد دست زجر باباجونم ببین، دستامو بسته زجر از هرچی پست بدم میاد، از مرد مست بدم میاد از اونی که سرِ تورو، رو نیزه بست بدم میاد بابایی مثل تو، زخمه ابروی من زیر ناخن زجر، جامونده موی من من بازیچه شدم، اصلا داری خبر؟ با مشت دندونای، شیریم افتاد شد چشمام تار منو زدن، روزی صدبار منو زدن واسه خنده آدم بدا، توی بازار منو زدن بابا بابا بابا بابا بابا... دختر که زمین خورد زِ گیسو نکِشیدش بینازکِشیهای پدر پاشدنی نیست هر چیز که از خیمهی ما رفت به غارت غیر از سرِ بازار که پیداشدنی نیست این پا نشدن پیش تو از بیادبی نیست این پای ورم کرده دگر پاشدنی نیست بابا نه پیر زمینخورده شود دختر سابق نه این سرِ غارتشده بابا شدنی نیست آن شب جلوی مادر تو بد کتکم زد ورنَه قدِ کوتاه چنین تا شدنی نیست شد تیزی چکمه اثرش چون نوک مسمار پهلوی لگدخورده مداوا شدنی نیست ویرانه پُر میشود از عطر گیسویت بابا کجا بودی چرا خاکی شده مویت پیدا نکردم جای سالم در سرت بابا تا بوسهای برچینم از مابِین ابرویت پرواز کردم سوی تو اما زمین خوردم این روزها زخمی شده بال پرستویت سجادهام را پهن کردم کنج ویرانه من هم شبیه عمّه هستم دعاگویت این هست روز و شب دعایم کاش من را باز یکبار دیگر مینشاندی روی زانویت حسین جان، حسین جان... السلام علیک یا مظلوم یا غریب السلام علیالعطشان عند الفرات السلام علیالاجساد العریان حسین حسین حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد