مرهم حریف زخم زبان‌ها نمی شود

مرهم حریف زخم زبان‌ها نمی شود

[ حسن حسینخانی ]
مرهم حریف زخم زبان‌ها نمی‌شود
اصلاً جگر که سوخت مداوا نمی‌شود

درد بده دوا بده
هر چی دارم ازم بگیر
فقط یه کربلا بده

لیلای من آقای من
اللهم الجعل محیای محیای من

گیسو مکش به خاک دلی زیر و رو شود
در این اتاق عاطفه پیدا نمی‌شود

گریه نکن بهانه به دست کسی مده
با گریه‌هات هیچ مدارا نمی‌شود

خسته مکن گلوی خودت را برای آب
با آب گفتن تو کسی پا نمی‌شود

این قدر پیش چشم کنیزان به خود نَپیچ
با دست و پا زدن گره‌ای وا نمی‌شود

با ضرب دست و پا زدنت دست می‌زنند
آخر عزیز جواب محیا نمی‌شود

خوبیِ پشت بام همین است ای غریب
پای کسی به سینه تو وا نمی‌شود

خواست دهان باز کند که بسته نباشد
عدّه‌ای از تیرها اجازه ندادند

خواست که زینب برش زیاد بماند
وای که تحقیرها اجازه ندادند

خواست خودش زودتر جان دهد اما
کُندی شمشیرها اجازه ندادند

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حسن حسینخانی امام جواد (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام جواد (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام جواد (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حسن حسینخانی

نظرات