زهر گاهی چندسالی با جگر سر می‌کنه

زهر گاهی چندسالی با جگر سر می‌کنه

[ حیدر خمسه ]
زهر گاهی چند سالی با جگر سر می‌کند
رفته رفته مُرده روحت را کبوتر می‌کند

گاه زهری در جگر‌ها کار خنجر می‌کند
قلب‌ها را پاره و جان را مکدّر می‌کند

در دلت آقای من این زهر کار دشنه کرد
مثل جدّت لحظه‌ی آخر تو را لب تشنه کرد

مثل جدّت لحظه‌ی آخر تنت بی‌تاب شد
تشنه بودی و لبت محتاج قدری آب شد 
آب هم چون کربلا در خانه‌ات نایاب شد

وقت مُردن جرعه آبی بر جگر‌ها خوش‌تر است
آب خوردن اصلاً از دست پسر‌ها خوش‌تر است

همچو بسمِل وای بر من می‌زدی تو دست و پا
هلهله می‌کرد دشمن می‌زدی تو دست و پا
بشکند دستان آن زن می‌زدی تو دست و پا

ای شب قدر رضا قدر تو را نشناختند
پیکرت را روی بام خانه‌ات انداختند

****

همه چی مال همه باب‌الجوادت مال من

نظرات