
(شکسته تر شده و دست بر کمر دارد) ۳ چه پیش آمده، آیا حسن خبر دارد (به گریه گفت که زینب مواظب خود باش)۲ عبور کردن از این کوچهها خطر دارد (شبیه روز برایم نرفته روشن بود) ۲ فدک گرفتن از این قوم دردسر دارد (هر چه مادر به عقب رفت عدو پیش آمد)۲ عاقبت تکیه به ناچار به دیواری زد (ناگهان سایهی دستی روی خورشید افتاد)۲ پسرش سینه سپر کرد مقابل استاد (جگر شیر حسن داشت ولیکن اَفسُرد) ۲ دستی از روی سرش رد شد بر مادر خورد ضربهای از دو طرف بود و خسوفی پر درد رحم بر بیکسی فاطمه دیوار نکرد ***** همه امیدش بودم پسر رشیدش بودم اما نشد یارش شم بهش نرسید فریادم هرجوری بود ایستادم ولی نشد یارش شم (به خودم اومدم دیدم رو زمین افتاده مادرم) ۳ رو دیوار جای خون مونده رو صورت جای انگشت مونده اون کوچهی لعنتی پیرم کرد از زنده موندن دیگه سیرم کرد تا آخر عمر زمینگیرم کرد