نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(داری جارو میکشی) ۲ مثلا میخوای بگی حالت بهتره مثلا میخوای بروز ندی دردتو مثلا میخوای به ما سخت نگذره مثلا میخوای بگی حالت بهتره من که باور نمیکنم شکستگیهات خوب شده باشه من که باور نمیکنم زندگیم از هم داره میپاشه من که باور نمیکنم قد تو خانوم اینجوری تا شه چی به روزت اومده چی شده تو کوچه که نگفتی به من نگرون شدم برای حال حسن شبا هی تو خواب با گریه میگه نزن (سخته باور کنم ولی) ۲ از بعد کوچه چشات شده تار سخته باور کنم ولی سرت رو محکم زدن به دیوار سخته باور کنم ولی گوشوارههاتم شکسته انگار من که باور نمیکنم (همین که پهلوی او گاه گاه میگیرد) ۲ نفس به سینهی این پا به ماه میگیرد (سرش که خورد به دیوار نور دیدهاش کم شد) ۲ حسین را به حسن اشتباه میگیرد بیا خانه را آب و جا رو زدم به عشقت خودم پشت در آمدم خودم آمدم تا سلامت کنم به جای همه احترامت کنم (بیا احترامت فقط با من است جواب سلامت فقط با من است) ۲ تو خورشید زهرای این خانهای عزیزم تو آقای این خانهای مهیّای تو خانه را ساختم علی جان بیا سفره انداختم بیا سیر امشب نگاهت کنم تماشای رخسار ماهت کنم نگاه تو را از خدا خواستم من از دار دنیا تو را خواستم اگر گیسوانم به هم ریخته کمی کار خانه سرم ریخته سرم را اگر پیش تو بسته ام اگر گریه کردم کمی خسته ام خیال تو راحت رویم زرد نیست اگر گریه هم کردم از درد نیست که اینگونه دلگیر کرده تو را؟ چه کس این چنین پیر کرده تو را (به امر پیمبر عمل میکنی) ۲ بمیرم که زانو بغل میکنی ببینم تو را رو به راهی علی بمیرم برایت الهی علی غمت را روی شانهام بردهام مگو از غریبی مگر مردهام مدینه اگر نیست گریان تو من و بچّههایم به قربان تو (به دنیا پرستی عمل میکنند) ۲ شنیدم تو را کم محل میکنند اگر بی قراری به مسجد نرو اگر غصّه داری به مسجد نرو کنار من و بچّههایت بمان همین جا نماز جماعت بخوان تو مولای والا مقام منی بدان تا قیامت امام منی (اگرچه در خانه ات هم شکست) ۲ علی خانهی تو بهشت من است یل خیبر اینقدر گریه نکن جلوی در اینقدر گریه نکن من از اشک مردانه دق میکنم همین گوشهی خانه دق میکنم مگر مرده باشم تو گریه کنی زمین خورده باشم تو گریه کنی تو به حد کافی پریشان شدی همون کوچه بس بود گریان شدی زمین خوردن من فدای سرت کتک خوردنم اصلا فدای سرت بر آن خون دیوار خیره نشو به تیزی مسمار خیره شو به جان علی پهلویم بهتر است عزیز دلم بازویم هم بهتر است تو حرف از مدینه شنیدی علی سر من خجالت کشیدی علی اگر میتوانی بمانی بمان عزیزم تو خیلی جوانی بمان ***** دنبال صدای دلبرم افتادم با سر به کنار اکبرم افتادم تا پهلوی نیزه خورده ات را دیدم یک لحظه به یاد مادرم افتادم گودال یادم آمد و حالم به هم ریخت با پا مزن بر پهلویش مادر ندارد از ساربان روز قیامت گله دارم دستت چرا انگشت و انگشتر ندارد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد