تصویر حاج حسن خلج - زیر باران، دوشنبه بعد از ظهر،

زیر باران، دوشنبه بعد از ظهر،

[ حاج حسن خلج ]
  • 3.1K
  • 2
  • 0
زیر باران، دوشنبه بعد از ظهر، 
 اتفاقی مقابلم رخ داد 

وسط کوچه ناگهان دیدم 
زن همسایه بر زمین افتاد 

سیب ها روی خاک غلتیدند 
 چادرش در میان گرد و غبار 

قبلا این صحنه را نمی‌دانم 
 در من انگار می‌شود تکرار 

آه سردی کشید حس کردم 
 کوچه آتش گرفت از این آه 

و سراسیمه گریه در گریه 
 پسر کوچکش رسید از راه 

گفت آرام باش چیزی نیست 
 به گمانم فقط کمی کمرم 

دست من را بگیر گریه مکن 
 مرد گریه نمی‌کند پسرم 

چادرش را تکاند با سختی 
 یا علی گفته از زمین پا شد 

 پیش چشمان بی تفاوت ما 
 گریه هایش فقط تماشا شد 

صبح فردا به مادرم گفتم 
گوش کن که صدای روضه ی کیست 

طرف کوچه رفتم و دیدم 
در و دیوار خانه ای مشکی است 

با خودم فکر می‌کنم حالا 
کوچه ی ما چقدر تاریک است 

گریه، مادر، دوشنبه، درد، کوچه، 
 راستی فاطمیه نزدیک است

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج حسن خلج فاطمیه(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه فاطمیه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های فاطمیه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج حسن خلج

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد