نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نوای غم دلم دوشینه میزد سیاهی سایه بر آیینه میزد دل من پابرهنه، اشک ریزان پی تابوت زهرا سینه میزد ******** یارب نصیب هیچ غریبی دگر مکن داغی که گیسوان حسن را سپید کرد با صد امید حامی مادر شدم، ولی دستش ز سر گذشت و مرا ناامید کرد ******** دلی پُر درد نشتر خورد آخر و بغض در گلو سر خورد آخر برادرها همه بودند امّا علی از پشت خنجر خورد آخر ********
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد