نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد دلم زیر و رو شد، دلم زیر و رو شد چشم حرامی با حرم روبهرو شد حرم روبهرو شد، حرم روبهرو شد بیا برگرد خیمه ای کس و کارم منو تنها نگذار ای علمدارم آب به خیمه نرسید فدای سرت حسین قامتش خمید فدای سرت (یا قمرا العشیره مولانا ابوالفضل) ****** پدرت از نجف آمد تو هم از خیمه بیا کن خلاص از غم حسرت دل غم پرور من حسرتم بود بیاید به برم ام بنین مادرت فاطمه آمد عوض مادر من به تو از فاصلهی یک قدمی تیر زدن قد و بالای رسا هم سبب دردسر است نیزهزار آمدهام یا تو پر از نیزه شدی چون ملائک بدنت پُر شده از بال و پر است دست از جنگ کشیدند و به من میخندند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد