
خیلی دیره، واسه ختم این گریه زاری بابا خیلی دیره، که مرهم رو زخمام بذاری بابا خیلی دیره، که واسم عروسک بیاری بابا انقدر دیر اودی که، دیگه جونی ندارم نمیتونم سرت رو، روی پاهام بذارم انقدر دیر اودی که، تو چشمام سو ندارم رو تنم جای سالم، رو سرم مو ندارم خیلی سخته، یه دختر بیگوشواره باشه بابا خیلی سخته، لباساش همه پاره باشه بابا خیلی سخته، که تو صحرا آواره باشه بابا از اون شب تو بیابون، میسوزه صورت من ساکتم چون نمیخوام، معلوم شه لُکنت من تو هم ساکت نشستی، میدونم نازنینم میخوای جای خالیه، دندوناتو نبینم ***