نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خیلی دیره، باید زود بیام توی گودال عمو خیلی دیره، داره دور تو میشه جنجال عمو خیلی دیره، داره خواهرت میره از حال عمو میرسونم خودم رو، من میگیرم عّلّم رو مثل عباس قبول من، این بازوی قلم رو موهات تو دست باده، زخمات خیلی زیاده لبهات خشکه هنوزم، هیشکی آبِت نداده خیلی سخته، بسوزه با تیر حنجر من عمو خیلی سخته، جدا شه رو دستات سر من عمو خیلی سخته، ببینه اینو مادر من عمو از اون سختتر همینه، که مادرت ببینه اسبها دارن میانو، گودال داره میشه مدینه جای نعلها میمونه، به روی پیرهن ما ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد