تصویر امیر کرمانشاهی - درد غروب گریۀ مارا بلند کرد

درد غروب گریۀ مارا بلند کرد

[ امیر کرمانشاهی ]
درد غروب گریۀ ما را بلند کرد
این گریه آهِ تشت طلا را بلند کرد

در خواب ناز بودمو من را صدا نزد
در بین خواب بود که با پا بلند کرد

در راه کار ضّجر فقط این دوتا بود
یا پشت دست یا که صدا بلند کرد

همسایۀ یهودی ما صبح تا غروب
هنگام پخت بوی غذا را بلند کرد

ز خانه‌ها همه بوی طعام می‌آمد
ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیده است

او را شناخت عمه، به گودال دیده بود
وقتی که پیرمرد عصا را بلند کرد

***

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امیر کرمانشاهی محرم(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه محرم(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های محرم(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های امیر کرمانشاهی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد