نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آفتاب عّلّی الدوام حسن سحر مسجد الحرام حسن ماه زیبای پشت بام حسن حسنی زادهای به نام حسن ای حسینی ترین سلام حسن مثل دریا به جزر و مد، عباس بین ابروت بوسه زد، عباس گفت پیشت علی مدد، عباس میرویو تمام قد، عباس ایستاده به احترام حسن جلوۀ بینظیر شیر جمل نوجوان دلیر شیر جمل روشنیِ ضمیر شیر جمل جگر شرزه شیرِ شیر جمل شد نصب همه مرام حسن جلوۀ نور پنج تن، قاسم دومین نسخۀ حسن، قاسم مرد پیکار تن به تن، قاسم یل بیباکو صف شکن، قاسم ای قیامت شده قیام حسن تیغ تیز تو میکند غوغا شیوۀ رزم تو خود مولا رجّزّت مثل مجتبی زیبا ازرق شامو بچههایش را میکُشی مُنتِها به نام حسن مرد میدان کارزاری تو استواری تو، اقتداری تو نوۀ شاه ذوالفقاری تو صاحب تیر آبداری تو ای علی اکبر نیام حسن طاق محراب کنج ابرویت شانه کرده نسیم گیسویت رعد و برق است نعرۀ هویت مِیمنه مِیسره ثنا گویت یک تنه لشکر نظام حسن دفترت را بگو غزل افتاد شوکتو هیبت اّزّل افتاد در پیِ جان تو اّجّل افتاد بر زمین شیشۀ عسل افتاد تّرّک افتاده بین جام حسن به روی خاک جابجا شدهای هدف زخم سنگها شدهای زیر سُم خوردو نخ نما شدهای زیر پا مانده، بیصدا شدهای قد کشیده شدی، تمام حسن ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد