
بیا ای دل یه دّشتِستون بگِرییم بیا با چشمای بیجون بگرییم شبیه مادرش داره میسوزه بیا با های هایش خون بگرییم نشونی جمالت رو بگیریم که شاید زیر بالت رو بگیریم تو این روضه نشستیم تا بیایی گه گردو خاک شالت رو بگیریم شبیه ابر بغضی دارم امشب شبیه آسمان میبارم امشب ببین حالم بده، حالم رو خوب کن ببین خستم، ببین بیمارم امشب چه خوبه که به حالت مبتلا شیم و با راهت شبو روز آشنا شیم بیا تا ما جوونیم با تو باشیم که پیری میادو شاید نباشیم میشه یعنی از این غمها بمیرم کنار گریۀ زهرا بمیرم خجالت میکشم از قلب سنگم دعا کن روز عاشورا بمیرم یتیم میبینیو از دختر میخونی کنار آب از اصغر میخونی هزارو چند صد ساله آقا جوون میبینی از اکبر میخونی جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید خدا داند حسین طاقت ندارد علی را بر در خیمه رساند دوباره گریههات از سر شد ای وای که احوالت پریشونتر شد ای وای شب هشتم شدو داری میخونی علی اکبر، علی اصغر شد ای وای ***