تجسم نیمی از روضه است

تجسم نیمی از روضه است

[ حاج حسن خلج ]
تجسم نیمی از روضه است
وقتی روضه در پرده است 

تجسم نیمی از روضه است
وقتی روضه در خیمه
به خود پیچیده، تب کرده است 

خودِ روضه به هر سو چشم می‌دوزد
خودش تب می‌کند در خویش، می‌سوزد 

تجسم نیمی از روضه است
وقتی روضه مستور است 

تجسم نیمی از روضه است
وقتی روضه از چشم همه دور است 

برای فهم این روضه، همین روضه که 
در یک گوشه‌ی یک خیمه افتاده است 

برای فهم این روضه که نامش 
گاه زین‌العابدین و گاه سجاد است 

برای فهم این مضمون آیینی
تو باید از حسین ابن علی رخصت بخواهی و 
دو زانو پای شرح کامل این روضه بنشینی 

شب چهارم
شبِ بعد از شبِ طفلی که شد توی بیابان گم 

شب چهارم
امام چهارم ما روضه می‌خواند 

رباب و نجمه و زینب دو زانو می‌زنند
او با خودش تا روضه می‌خواند 

که این آقا شده کامل‌ترین مقتل
میان گودی گودال و روی تل 

یقیناً مستندتر از لُهوف و مَقتَلُ الشَمس و 
سَحابِ رحمت و کبریت احمر هم 

که این مقتل هزاران صفحه دارد
در وداع آخر ارباب و اکبر هم 

که این مقتل هزاران زاویه دارد
به سمت روضه‌یِ بازِ گلویِ خشکِ اصغر هم 

تمام دیدنی‌ها را هم از نزدیک
هم با درک کامل دیده این آقا 

به جایِ اصغرِ شش‌ماهه هم ترسیده این آقا
به همراه پدر، خونِ علی را در هوا پاشیده این آقا 

کسی که روضه را می‌بیند از نزدیک
خود هم می‌شود یک قسمتی از روضه 

کسی که روضه را می‌بیند از نزدیک
نه، دل را نخواهد کَند دیگر راحت از روضه 

نشسته با خودش یادش می‌آید
ناگهان یک قسمت از روضه 

بهم می‌ریزد و خود می‌شود چون مجلس روضه
به این ترتیب زین‌العابدین می‌ساخت
از هر حادثه روضه 

اگر رد می‌شد از زلفش نسیمی
یاد گیسوی پدر بر روی نِی می‌کرد و تب می‌کرد
و با موی پدر روز خودش را عین شب می‌‌کرد

وداع هرکسی را با پدر می‌دید
 این آقا را بهم می‌ریخت
سر یک صحنه‌ی اینگونه، او درجا بهم می‌ریخت 

به یاد لحظه‌ی آخر که 
از خیمه پدر می‌رفت، می‌افتاد
به یاد لحظه‌ای که 
سر از اوج پیکر باباش سر می‌رفت، می‌افتاد 

به یاد لحظه‌ای که
 دست زینب بر کمر می‌رفت، می‌افتاد
به یاد آن شبی که 
ساربان با خنجرش از گودی گودال در می‌رفت می‌افتاد 

تمام روضه‌ها را دیده بود و
شرح هر یک را پس از کرب و بلا می‌دید 

نسیمی بر گلی می‌خورد
او بر دست بابا اصغر خود را 
که می‌زد دست و‌ پا می‌دید 

کسی در کوچه می‌افتاد 
او در کوچه آن گودال را می‌دید 

صدای پای چندین اسب می‌آمد 
تن بابای خود را زیر سُمِ اسب‌ها می‌دید 

(بسته راه چاره دید و گریه کرد
طفل بی‌گهواره دید و گریه کرد
دختر آواره دید و گریه کرد
روسری پاره دید و گریه کرد)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه طفلان حضرت زينب عليهم السلام(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های طفلان حضرت زينب عليهم السلام(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج حسن خلج

نظرات