
به روی هر مژهام نقش شبنمی دارم به لطف روضه ببین اشک نم نمیدارم میان خندهی خود بغض میکنم هر بار در انتهای دلم داغ ماتمی دارم حرم نرفتم مگر روضه رفتهام یعنی هنوز شکر خدا روزی غمی دارم تمام سال حسینیهام، غمم، اشکم دلم خوش است که ماه محرمی دارم (حسین اقا همه میرن تو میمونی برام) 2 تمام هستی من نیکدل است مال حسین فقیر هستم اگر خوی حاتمی دارم مرا خیال تو بد بیخیال عالم کرد خودم برای خودم با تو عالمی دارم دیدی آخر همه زانو زدنم را دیدند کمکی کن منه افتاده ز پا را پسرم مثل تسبیح جدا یکصد و یک دانه شدی با تنت ذکر گرفتم که خدایا پسرم ارباً اربا تو صحرا شدی یه دونه بودی هزار تا شدی من دست تنها شدم پسرم رمق ندارم تو رو ببرم جوونی و خوش قد و بالا عزیزی دیدم روی اسبی و داری میریزی از اون قد رعنا مگه مونده چیزی کارم سخته قدم به قدم چی جوری برم نریزی به هم با صد تا واَن یکاد اومدی با اینکه کمی، زیاد اومدی داره قطره قطره میریزه زمین خون پریشون شدی خیمهها شد پریشون ببین عمّه رو که زد از خیمه بیرون سوختی، سوختم شبیه همیم تو آغوش هم ضریح همیم با تن بی تن، برایِ منی کَمَم که بیای، بابایِ منی چقد پیر شدم تو روزای دلآزار نبودی سرم داد کشیدن تو بازار مگه دختر تو نداره کس و کار پایِ زخمم به تو نرسید نبودی که زَجر، موهامو کشید کارِ دنیاست دو تا دل تنگ به هم برسن تو کاخِ یزید یزید چوب به لبهات زده خیر نبینه چه جوری تونست چوب رو لبهات بشینه لبِ تو چه ترک خورد، همه غصّهام اینه