از همه همبازی هام دور شدم

از همه همبازی هام دور شدم

[ حسین محمدی فام ]
از همه‌ی همبازیام، دور شدم
دلم نمی‌خواست، ولی مجبور شدم

هر چی که گفتی بابا از مادرت
من تو سه‌سالگی، همون‌جور شدم

(با خنده کارمو، یک‌سره می‌کنن
بچه‌های شامی منو، مسخره می‌کنن)۲

روز و شبو دیگه، دنبال نمی‌کنم
ببخشم هر کیو زجرو، حلال نمی‌کنم

(چشم ترم سوخت، ای بابایی
بال و پرم سوخت، ای بابایی
موی سرم سوخت، ای بابایی)۲

(بابا حسینم، بابای من...)۴

حق بده از زمونه، بی‌زار می‌شم
نمی‌دونستم این‌جوری، خار می‌شم

میام یه ذره استراحت کنم
با لگدای زجر، بیدار می‌شم

(هر شب که می‌خورم، لگد به جای شام
از بس که گریه می‌کنم، زخمی میشه چشام)۲

شبیه مادرت، کم مونده جون بدم
باور نمی‌کنی که پهلومو نشون بدم

زجری کشیدم، از دست زجر
جایی نمونده نشکسته زجر
امشبو اما، بدمسته زجر

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین محمدی فام

نظرات