از بس‌كه غصه بر جگرم پا گذاشته

از بس‌كه غصه بر جگرم پا گذاشته

[ حاج محمدرضا طاهری ]
از بس كه غصه بر جگرم پا گذاشته 
خون روی دیده های ترم پا گذاشته 

دیگر توان نمانده بیایم زیارتت 
انبوه درد، دور و برم پا گذاشته 

تنهایی علی كه از هر چه بیشتر 
بر زخم های مختصرم پا گذاشته 

با پای خود نیامده ام لطف بچه هاست 
یك شهر روی بال و پرم پا گذاشته 

من هم قد حسن شده ام، او نیست هم قدم 
ردّی خمیده بر كمرم پا گذاشته 

گل بوسه های میخِ در و تازیانه ها 
بر بوسه هایت ای پدرم پا گذاشته 

آن كس كه پیش چشم علی می زند مرا 
روی غرور همسفرم پا گذاشته 

محسن فقط مدافع من گشت پشتِ در 
اما، كسی رویِ سپرم پا گذاشته

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری فاطمیه(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه فاطمیه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های فاطمیه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات