(آبروی دو عالم)۴ نه خانواده من تابه حال رفته اسارت نه گوشواره ای ازبچهام رفته به غارت هنوز چادر طفل مرا کسی نکشیده کسی به اهل و عیالم نکرده است جسارت (آبروی دو عالم)۴ نگو دلیل ندارد به سینه کوبیدن دلیل، سینه مجروح سیدالشهداست غبار قبر بروجردیم، همان که نوشت گل عزای لرستان برای چشم شفا ببین چه روضه داغیست، نخل یزدی ها که یاد یک تن عریان، یاد یک صحرا (آبروی دو عالم)۴ کسی حوالی ما شک ندارم این که ندارم برای قطع سری که از قفا هنوز بهارم حسین جان چه بگویم، که رو سیاه ترینم که من نرفته ام و زینب تو رفته اسارت (آبروی دو عالم)۴ که کودکان تو با پای سنگ خورده عریان ز خار های مغیلان کشیده اند ملامت که بعد روضه همه زود میروند به خانه رقیه هم به خرابه، یزید هم به امارت (آبروی دو عالم)۴ نخوانده بودم اگر من نبود عین خیالم ولی کنون چه کنم ماه با همین دو عبارت سرت به نیزه تنت روی خاک آه بمیرم که کهنه پیراهنت هم نیامده است به کارت مونده روی زمین، پیکر تو رها اسلام و علی من دفن اهل قری خواهرت اگه نیست، رفته شام بلا ریگ و رمل بیابون برات گرفتن عزا (سیدالشهدا، سیدالشهدا، سیدالشهدا یا مقطع الاعضا)