نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پهلوون خیمه رفتی و مثل قلب من میلرزه ستون خیمه وای از این مصیبت بعد تو قراره آتیش بیفته به جون خیمه (پهلوون خیمه)۲ کارمون تمومه آب میخوام چیکار دیگه از الان حرف آبروم تنها دلخوشیم بود توی این بیابون مراقبم چشمای عمومه دامن کشان رفتی، (دلم زیر و رو شد)۳ چشم حرامی با، (حرم روبرو شد)۳ (بیا برگرد خیمه، ای کس و کارم منو تنها نگذار، ای علمدارم)۲ آب به خیمه نرسید، (فدای سرت)۳ حسین قامتش خمید، (فدای سرت)۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد