نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پهلوون خیمه رفتی و مثل قلب من، میلرزه ستون خیمه وای از این مصیبت بعد تو قراره آتیش بیفته به جون خیمه کارمون تمومه آب میخوام چیکار دیگه از الان حرف آبرومه تنها دلخوشیم بود توی این بیابون مراقبم، چشمای عموم چشم زدن چشاتو تیر حرمله از سرم گرفت سایهی نگاتو پاشو غیرتالله میسپاری به کی توی این بیابون مخدراتو ساقیالعطاشا هیچکس و نداره ببین چقدر تنها مونده بابا عمه زینب اومد ایندفعه با گریه خودش گره زد به معجر من ******* نمیشه باورم که قامتت شکست یه کوه استوار آخر روی زمین نشست پناه خیمهها؛ دلم چه شوری میزنه آخه دوروبرِ حرم پر از لشکر دشمنه حرف حرومیها حرفه اساراته بدون تو داداش خیمه پامال غارته ببین که بعد تو شده، چه خاکی تو سرم عباس من چه کنم بگو با این اسیری حرم علم رو دوش تو، امید خیمه بود حرم بدونِ تو، غرق شعله و آه و دود رو پای بچهها ببین آتش و تاوله داداش به اشک و گریهمون داره میخنده حرمله امید من شده بعدِ تو ناامید پای حرومیها، به خیمهها رسید هرچی که میرسه، هرچی که میشه میبره عباس نگاهِ شومشون ******* دامنکشان رفتی دلم زیر و رو شد چشم حرامی با حرم روبهرو شد بیا برگرد خیمه، ای کس و کارم منو تنها نگذار، ای علمدارم آب به خیمه نرسید فدای سرت حسین قامتش خمید علمدارم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد