
دارم برای رنگ تَنَت گریه میکنم پای نفَسنفَسزدنَت گریه میکنم گرد و غبار روی تو ای یار ریختند روی سرِ تو از در و دیوار ریختند مَردِ خدا کجا و اینهمه تحقیر؟!، وایِ من بَزم شراب و آیهی تطهیر، وایِ من هر چند بین رَه بدنِت را کِشید و بُرد دستِ کسی به روی زن و بچّهات نخورد این سینهات مکانِ نشستِ کسی نشد دیگر سرِ تو دستبهدست کسی نشد