
خون خوبان همه فدای حسین جان به قربان بچّههای حسین خوش به احوال هفت پشت کسی که شده نوکر و گدای حسین میرسی در مسیر سیر و سلوک آخر سر به کربلای حسین نه فقط ما که انبیاء هستند همه محتاج یک دعای حسین به خدایش قسم شفا بخش است تربت و نذری غذای حسین بعد روضه عجیب میچسبد دو سه تا حبّه قند و چای حسین تا محرّم مرا نگه دارید دل من لک زده برای حسین ای خدا بعد مرگ اجازه بده که بیایم به روضههای حسین عاقبت میکشد مرا داغ تن عریان و بوریای حسین **** برای دلخوشی نوکران این درگاه دروغ روضه بخوانم دروغ بسمالله دروغ روضه بخوانیم شمر آبش داد سنان رسید ولی با ادب جوابش داد دروغ روضه بخوانیم دست و پا نزده حسین، فاطمه را تشنه لب صدا نزده دروغ روضه بخوانیم پشت و رو نشده نخورده نیزه به او نحر از گلو نشده دروغ روضه بخوانیم سر بریده نشد محاسنش به روی خاکها کشیده نشد دروغ روضه بخوانیم پیراهن دارد که گفته است که عریان شده؟ کفن دارد دروغ روضه بخوانیم غصّه او را کشت نه ساربان آمد نه بریده شد انگشت دروغ روضه بخوانیم حرف بد نزدند شبیه فاطمه اصلاً به آن لگد نزدند دروغ روضه بخوانم نبود مادر او نرفت با کتک از قتلگاه خواهر او دروغ روضه بخوانم علم نیافتاده نگاه شمر به سمت حرم نیافتاده دروغ روضه بخوانم سری نیافتاده ز ناقه نیمهی شب دختری نیافتاده صَلّ الله علیکَ یا أباعبدالله