نگاه تو که به یک غمزه می‌بَرد دل‌ها

نگاه تو که به یک غمزه می‌بَرد دل‌ها

[ مهدی اکبری ]
نگاه تو که به یک غمزه می‌بَرد دل‌ها
کشیده خط جنون بر کتابِ عاقل‌ها

غلام نرگس مست تو تاجدارانند
رسیده است به چشمت حکومت دل‌ها

اضافه‌ی گِل تو قسمت همه نشود 
کم است جمعیت شیعیان و خوش‌گِل‌ها 

برای این که همیشه به تو نگاه کنم
اتاق من شده حالا پُر از شمایل‌ها

فقط به برکت آن روضه خانگی‌ها بود 
قدیم داشت صفایی اگر که منزل‌ها

درون سینه‌ی‌شان شوق توست تا باشد
میان چایی روضه تمامی هِل‌ها

تو خواستی که دو دوتای ما هزار شود
نگاه تو برکت می‌دهد به حاصل‌ها

دلیل کار و پس‌انداز ما زیارت توست
تویی، تو علتِ نانِ حلالِ شاغل‌ها

برای خرج عزای تو رخت می‌شستتد
قدیم پیرزنان در حیاط منزل‌ها

همیشه حاجت خود را نگفته می‌گیرم
رسیده لطف تو حتی به دست کاهل‌ها

دَمِ ورودی بابُ الرجاء تو دیدم
نشسته حاتم طایی میان سائل‌ها

زِ جورِ باد مخالف چه بر سرت آمد
که کشتی تو شکست و نشست در گِل‌ها

به طعنه لحظه‌ی آخر سنان به تو می‌گفت
حسین، پیر نبودی چنین 

یکی لباس، یکی سر، یکی عبا را برد
نشسته‌اند سر سفره‌ی تو قاتل‌ها

***

بادهای سخت می‌خواهند حیرانش کنند
کم‌کم او را می‌کُشد، از درد بی‌جانش کنند

آن چنان از مرکبش افتاد گونه خورد شد 
می‌دوند آرام تا مذبوحِ عطشانش کنند

خنده بر لب، نوبتی با پا تکانش می‌دهند
چکمه می‌گیرد بر مویش، پریشانش کنند

مادرش اینجاست، غارت کردنش انصاف نیست
پیش زهرا قصدشان این است، عریانش کنند

پایِشان در مقتل است و چشمشان در خیمه‌گاه
نام زینب می‌بَرند او را هراسانش کنند

تا آخرین دقیقه نگاهش به خیمه بود
ناموس‌دارها نگران کشته شد حسین

پربازدید ترین شعر روضه مهدی اکبری محرم و صفر امام حسین (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین مهدی اکبری

نظرات