چنان غرق عزای توست روز و ماه و سال من

چنان غرق عزای توست روز و ماه و سال من

[ مهدی اکبری ]
چنان غرق عزای توست روز و ماه و سال من
که از اندوه تو امروز و فردا را نمیدانم

مسیحای من، ای از دم گرفتار تو بیماران
من از تو زنده‌ام، باقیِ دنیا را نمی‌دانم

به چنگ مفلس دنیا دلم راضی ست آقای من
منی که دست و دلبازیِ دریا را نمی‌دانم

به عیب دیگران بینا به راه خویشتن کورم
که راه وصل تو نور هویدا را نمی‌دانم

نشستم نامه بنویسم برایت خیس شد کاغذ
زبان ایل من اشک است الفبا را نمی‌دانم

دلی از داغ تو پُر خون و اشکی از غمت دارم
حلالم کن که من قدر همین‌ها را نمی‌دانم

به سویت می‌پرم با شوق سمتت می‌دوم با سر
سرِ تو معنیِ این پا و آن پا را نمی‌دانم

خبر از کربلایت فطرس ای‌کاش می‌آورد
یکی اینجا دلش تنگ است آنجا را نمی‌دانم

سه روز از آب منعت کرده‌اند و سخت مبهوتم
که حال تشنه در میان صحرا را نمی‌دانم

برای روضه‌های داغ اکبر هر کجا گفتم
میان هلهله من حال آقا را نمی‌دانم

تمام جسم او ذره به ذره در عبا جا شد
چه بنویسم که شکل ارباً اربا را نمی‌دانم

به ویرانه رقیه دخترت با خواهرت می‌گفت
(که من خیلی دلم تنگ است بابا را نمی‌دانم) ۲
****
(دست نداری بکشی سرم
بغل نداری بغلت کنم)

پربازدید ترین شعر روضه مهدی اکبری محرم و صفر امام حسین (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین مهدی اکبری

نظرات