
شُکر خدا را که در پناهِ حسینیم عالَم از این خوبتر پناه ندارد باز شبِ جمعه، اومدن زائرها ما که جا موندیم، خوش به حال اونها که الان دارن، روضه میخونن، تو حرم چی به جز حسرت، قسمتِ ما میشه کربلا اصلاً، سهمِ خوبا میشه من بَدم اما، واسه گنبد دربهدرم یکی کاشکی بود مارو میرسوند، پایینِ پا اونجا اشکامو، میدید آقا کاش دلش میسوخت، دلِ منم میخرید کاش زیرِ قُبّهاش، بمیرم من برنگردم از، حرم اصلاً کاش امامحسین، دست رو دلم میکشید وقتی با تربت، کاممو برداشتن راهی جز عشقش، واسه من نگذاشتن از همون روز بود، که دلم شد خونهخراب کاش الان بودم، بِینِ دو تا گنبد رو سرم نَمنَم، اونجا بارون میزد حتّیٰ رویاشو، میبینم شبها توی خواب الان کربلا، کی سلام میده، بهجای من؟ سخته این دوری، برای من کاش میشد حسین، بازم صدام بزنه واسه اربابم، دلم تنگه این دفعهام نرم، کارم لنگه کربلا تَهِ، دلخوشیای منه حسین، جان، حسین، جان... پُر شده از عرش، اشک و آه و ناله مادرش امشب، مهمونِ گوداله هر شبِ جمعه، حالمو میریزه به هم دست به دیوارِ، صحن میگیره اول از بابُالقبله، میره سمتِ مَقتل با چشمای خیس، هی میگه: مظلوم پسرم رگهای گلوتو کی اینجوری، جدا کرده قاتلت حسین، چه نامرده زیرِ دست و پا، کی بُرده پیرهنتو؟ تشنه بودی و، کم آوردی از سَنان و شمر لَگد خوردی غرقِ خاک و خون، خودم دیدم تنتو آه آقام آقام، حسینجانم... شلوغه قتلگاه داره به گوشم میرسه هِلهِلهی سپاه افتادی بیگناه بعدِ تو خواهرت میشه بیکس و بیپناه تو آخرین نگاه بیا و مرگِ خواهرت، رو از خدا بخواه دور و بَرت غوغا شد، دور و بَرم غوغا شد بعدِ تو روی دشمن، به روی زینب وا شد دور و بَرت جنجاله، تنت چقدر بیحاله رفتن همه اما شمر، هنوز توی گوداله تا بِبُره سرو برای بار چندمه میزنه خنجرو فدات شه خواهرو کاش بزنه به قلبِ من ضربهی آخرو اومده مادرو حالا چجوری ببینه رگای حَنجرو شمرو ببین تو مَقتل، انگاری سرگردونه چرا میخواد با چکمه، تنت رو برگردونه داره چه بد میبُره، خنجرِ کُندی داره دیدم که با هر ضربه، خون میزنه فواره همه اطراف من نامحرمانند گلِ امّالبنین، عباسِ من کو؟!
شایان سلیمانیخیلی بد