
تو شدی شمع و عالم همه پروانهی تو عمهی عشق بفرما که دلم خانهی تو اینهمه لطف و صفا از تو کرم را نشکست (خانهام گرچه خراب است حرم را عشق است)2 میکشم آنکه بهم ریخته اعصاب مرا فکر آزار کند خواهر ارباب مرا ما مدافع ز تو تا نغمهای از هو برسد ما نمردیم که زینب به هیاهو برسد ما نمردیم که چیزی ز تو غارت بشود تا دوباره به مقام تو، جسارت بشود کندن ریشهی اینها، به دو دست ساقی است (این جهان خاک شود، گنبد زردت باقی است)2 یا حسین غریب... آیینه در آینه نور مکرم زینب است جلوه در جلوه، تجلیات خاتم زینب است خطبه در خطبه امیر المؤمنین، دم زینب است ظهره در ظهره ظهور اسم اعظم زینب است آنکه با عشق حسینی گشته هم دم زینب است با مسمط با قصیده با غزل با مثنوی صائبی از اصفهان و بیدلی از دهلوی جودی و یغما و نیر، شهریار و مولوی میبرد اما دلم را مصرعی از منزوی (این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است)2 عقیلة العرب، یا زینب مدد... (شمع اگر این است، دل پروانه باشد بهتر است)2 می اگر این است پر پیمانه باشد بهتر است سر اگر خاک در میخانه باشد بهتر است عقل در توصیف او، دیوانه باشد بهتر است نام او پر کرده عالم را، حجابش بیشتر خطبهاش بنیان کن و فصل الخطابش بیشتر غیرتش مبهوت ساز است انقلابش بیشتر محملش دارد تماشا و رکابش بیشتر گفت با عباس پشتیبان پرچم زینب است در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است عقیلة العرب، یا زینب مدد... از همان اول خدا میخواست او را، شد حسین اصلا او با اولین پلک تماشا، شد حسین فاطمه شد مرتضی شد، پیش از آنها شد حسین (گرچه نامش بود زینب، بعدش اما شد حسین)2 عشق وقتی میتپد، عاشق پرستو میشود دست عاشق زود از حال دلش رو میشود هر که با خورشید شد آیینهی او میشود دختر شاه نجف هم، شاه بانو میشود یک طرف ما حامیه ناموس عالم، زینب است او حسین است و حسینش هم مسلم زینب است عقیلة العرب یا زینب...