
به مدینه خبر سوختنش را نبرید آه در سایه بیایید تنش را نبرید پیشِ او نامِ حسین و حسنش را نبرید از روی سینۀ او پیرهنش رانبرید (بگذارید که راحت بدهد جان زینب) ۲ هرچه کردند نسوزد دم آخر که نشد یا کمی کم بشود گریۀ خواهر که نشد یا به عباس نگوید غم معجر که نشد یا نخواند نفسی روضۀ خنجر که نشد (چه پریشان شده امروز پریشان زینب) ۲ واویلتا واویلتا واویلتا وای حسین... بی نفس مانده و بالای سرش نیست کسی رو به قبله شده و دور و برش نیست کسی تا بگیرند زیر بال و پرش نیست کسی یا بگیرند خبر از جگرش نیست کسی زیر لب داشت حسینیم سن قوربان زینب (یادش افتاد خودش دید پرش را بردند) ۲ دیر آمد سر گودال سرش را بردند با سر نیزۀ سرخی پسرش را بردند زودتر از زن و بچه خبرش را بردند (میدود در وسط خیمۀ سوزان زینب) ۲ واویلتا واویلتا واویلتا وای حسین... یک طرف داشت سنان باز زنان را میزد یک طرف حرمله هم پیر و جوان را میزد همه قافله را دخترکان را میزد جای شلاق به تن چوب کمان را میزد تک و تنها شده با جمع یتیمان زینب چه کند مادری از طفل نشان میخواهد کودک بی رمقی تکۀ نان میخواهد دختری آمده از عمه توان میخواهد راه رفتن به روی آبله جان میخواهد میرود تا برسد گوشۀ ویران زینب واویلتا واویلتا واویلتا وای حسین...