نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(با اشک بی زوال خودم، گریه میکنم بر روز و ماه و سال خودم، گریه میکنم)2 (این پلکها به روضهی تو، زخم شد حسین)2 پس با زبان حال خودم، گریه میکنم حالا دگر بدون عصا، میخورم زمین (گاهی خودم به حال خودم گریهمیکنم)2 (میپرسم از خودم که چرا بی کفن شدی)2 (بر پاسخ سؤال خودم، گریه میکنم)2 من آن کبوترم که ز شلاقها هنوز (هر شب ز درد بال خودم گریه میکنم)2 گاهی که یاد عصر دهم میکنم، دلم بر غارت جلال خودم، گریه میکنم داره میسوزه، دل خواهرت جلو چشممه، هنوزم سرت (سری که جدا، شد از پیکرت)2 ببین پیر شدم، زمینگیر شدم شدم ناتوون، شدم قدکمون شبم شد سحر، منو هم ببر منو ببر خستهی خستم، ای شاه بی سر نوحهی زینب دو کلامه، غریب مادر... برام زنده شد، همه خاطرات تو گوشم هنوز، میپیچه صدات صدای عطش، عطش گفتنات توی قتلگاه، نزن دست و پا پاهاتو ببین، نکش رو زمین بسه دلبرم، اومد مادرم افتادی پیش چشم زهرا، تشنه و بی کس غصه نخور برای خیمه، که خواهرت هس منو ببر خستهی خستم، ای شاه بی سر نوحهی زینب دو کلامه، غریب مادر ... مگه میره از، جلوی چشام روی نیزههاست، سر محرماش چقد بد گذشت، تو بازار شام همه اومدن، برا کف زدن طناب گردنم، میگردوندنم جاتون خالی بود، محله یهود اونایی که یه عمر نون بابامو خوردن نبودی که ببینی ما رو کجا آوردن منو ببر خستهی خستم ای شاه بی سر روضهی زینب دو کلامه، غریب مادر ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد