نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بشنوید آیههای عظمی را از حرم نفخه مسیحا را قصد عاشقی دلها را شرح مجنون و شرح لیلا را تا تماشا کنید غوغا را گفت با ما شفیع محشر که منم محو حضرت داور هستم آرام قلب پیغمبر نور چشم خدیجه و کوثر حبل محکم تمام دلها را دختر شمس مشرقینم من به علی ماه مغربینم من خود یکی از دو زینبینم من زینبم خواهر حسینم من رهبرم انقلاب زهرا را من که از ابتدای نوزادی با حسینم به هر غم و شادی لحظهای نیست بیرُخش یادی چون که آمد زمان امدادی یاورم پس امام و مولا را خبر از کارزار آوردم عاشقان افتخار آوردم کربلا را به بار آوردم همه اصحاب را یار آوردم من خجالت کشیدم آقا را غربت مقتدای خود دیدم وقت قالو بلی خود دیدم امتحان ولای خود دیدم لحظه کربلای خود دیدم کردم اینجا حج اکبر را همه داراییام دو طفلان بود لحظه رفتن به میدان بود دادن کشته بهرم آسان بود در دل بیقرار طوفان بود کند آیا قبول اینها را نگران بود یاد دادم قسم به او تا زهرا ز جان برید بر او عهد خود وفا کنید به او از دل ایمان بیاورید به او تا دهد اذن حزب اعدا را اذن داد و به دل جلا دادند داد و درد و غم و بلا دادند خوش بحالم که کشتهها دادم کشته در راه کربلا دادم ذبح کردند دو سرو رعنا را هر چه خود را تمام کردم من اقتدا بر امام کردم من با قیامش قیام کردم من عشق او را به نام کردم من شاد کردم علی اعلی را چون به پای بالین کودکانم رفت خستگی از تمام جانم رفت اسم حسرت به دیدگانم رفت که نشد بیش از این توانم رفت سوی معراج برد گلها را بر تن پارهپاره طفلان لحظهای هم نگشتهام پنهان در حرم از نظر شدم پنهان آره این است در همه دوران عشق خواهر برادریِ ما ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد