نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همنشینی هست با تو، همدلی اما کم است ای خوش آن دلدادهای که با تو مولا مَحرم است همدلی با تو فقط در روضهها منظور نیست در تمام غصهها با تو غلامت، همدم است گاه مَحرم میشوم گاه نامَحرم، چرا؟ جسمها پیش تو و دلها گهی نامحرم است غفلت از ماه مُحرّم کرده بعضی را تباه با وجودی که همه دلهای ما در ماتم است عدهای هتاکی اهل مُحرّم میکنند قدری از مظلومی تو قسمت اهل غم است اهل فتنه خیمهی جدّ تو را سوزاندهاند اهل کوفه نیز فکر انتقام از پرچم است نام زیبای حسین اکسیر اعظم بود و هست روضههای جدّ تو از جذبههای اعظم است شور و احساس جوانان را برانگیزد حسین مایهی عقل سلیم این نوحه و شور و دم است علم و دانش نیز محصولی ز هیأتهای توست نخبگان را مجلس تو تکیهگاهی محکم است جملهی خوبان مقیم سایهبان روضهاند خیمهی جدّ غریب تو پناه عالم است جان فدای آن خیامی که پس از غارت شدن تا قیام صبح محشر قبلهگاه عالم است با شهیدان با اسیران راه را طی میکنیم پیرو راه ولایت را شهادت کمکم است ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد