تصویر حاج منصور ارضی - ای داد و بی‌ داد از غریبی از اسیری

ای داد و بی‌ داد از غریبی از اسیری

[ حاج منصور ارضی ]
ای داد و بی‌داد از غریبی از اسیری 
من روی بام قصرم و تو در مسیری 

چه زود عهد خویش را با ما شکستند
یاد حسن کردم نمازم را شکستند

نان تو را خوردند و دنبال یزیدند
مثل علی مرا به هر کوچه کشیدند

این زخم لب این کاسه‌ها اصلا بهانه‌س
من تشنگی را دوست دارم، عاشقانه‌س

این‌ها که می‌گفتند عبد خانه‌زادند 
از شیعیان مخلص ابن‌زیادند

با چوب‌دستی زد به لب‌های کبودم
آقا فقط من فکر لب‌های تو بودم

این قوم از کینه دلی لبریز دارد 
در دستاهاشان سنگ‌های تیز دارند

دادم عقیقم را که فکر شر نباشند
تا بعد از این دنبال انگشتر نباشند

خیلی مراقب باش این کوفه سراب است
هر کوچه‌اش مثل بنی‌هاشم عذاب است

پایین می‌افتم تا که تو پایین نیفتی
از بام می‌افتم که تو از زین نیفتی

من شمر را دیدم که دنبال خطر بود
چشمم به آن خنجر که بسته بر کمر بود

آقا خلاصه من به جرم عشق مردم
یاد تنور افتادم اصلا آب نخوردم

***

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج منصور ارضی محرم(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه محرم(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های محرم(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج منصور ارضی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد