ای نبوی منظر و الهی مظهر

ای نبوی منظر و الهی مظهر

[ سید مجید بنی فاطمه ]
اِی نَبَوی مَنظَر و اِلهی مَظهَر
وِی به نگاهِ علی پِیَمبَرِ دیگر

شیرِ خدا را خُجسته همسر و هم‌دَم
خَتمِ رُسل را یگانه دختر و مادر

کعبه‌ی قلبِ علی، وجودِ تو بانو
قبله‌ی جانِ علی، جَمالِ تو دختر

هم به وِلای تو زنده عالَم و آدم
هم به وجود تو بسته احمد و حیدر

سَیِّده‌ی کائنات، بانوی کونَین
فاطمه‌ی طاهره بَتولِ مُطَهّر

خانه‌ی تو قِبله‌ی مُرادِ امامان
حُجره‌ی تو کعبه‌ی اُمیدِ پِیَمبَر

موی تو حَبلُ‌المتینِ مریم و حوا
روی تو حَقُّ‌الیَقینِ ساره و هاجر

قلبِ نبی با تَکَلُّمِ تو مُصَفّیٰ
بِیتِ علی با تَبَسُّمِ تو مُنَوَّر

گوشه‌ی چشمی گر اَفکنی به خلائق
نیمی سلمان شَوَد و نیمی بوذر

بَر دَر بِیتِ تو اِی‌ملیکه‌ی هستی
بَر سَرِ کوی تو اِی‌حبیبه‌ی داور

مریم با آن جلال، والِهِ فِضّه
عیسیٰ با آن کَمال، عاشقِ قَنبر

خواندنِ مَدحِ تو با کلام نه ممکن
گفتنِ وَصفِ تو با سخن نه مُیَسَّر

خانه‌ی تو مَشرِقِ بلندِ دو خورشید
دامنِ تو آسمانِ یازده اَختَر

پاکی، از خاکِ قَنبرِ تو مُزَیَّن
عِصمَت، در دستِ فِضّه‌ی تو مُسَخَّر

تقوا، در بابِ دولتِ تو زند گُل
ایمان، از نَخلِ هِمَّت تو دهد بَر

تا بشنیدم نبود تا که بگویم
مَدحِ تورا اِی ز حَدِّ مَدح فراتر

پَرده از این راز اگر زنند به یک‌سو
انسان مُشرِک شود ملائکه کافر

ذَرّه به خورشید گفته، قَطره به دریا
شیشه به یاقوت سُفته، سنگ به گوهر

پِی نَبَرد هیچ‌گَه به اوجِ کنیزت
تا اَبَد اَر جبرئیلِ وَحی زَنَد پَر

بابِ تو بابُ‌المُرادِ دوست، نه‌تنها
دشمن هم نااُمید نیست از این دَر

کارِ قَضا با اِشاره‌ی تو مُعَیّن
راهِ قَدَر با نظاره‌ی تو مُقَدَّر

دختر قَد خَم کند به حُرمَت بابا
بابا خَم شد به اِحترامِ تو دختر

باچه گناهت زدند سیلی بر رُخ
یا به چه جُرمَت رسید لَطمه به پِیکر

با چه گناهت شکست قُنفُذ، بازو
اِی‌تو هوادارِ دستِ خالقِ اَکبر
****
الهی بشکنه دستِ مُغَیره
میانِ کوچه‌ها بی‌مادرم کرد
****
تا نَظَر بر دَر و دیوار کنم
یاد از آن سینه و مِسمار کنم
****
دستی نداری تا بگیرم از زمین پاشی
میشه دوباره باز علمدارِ حَرَم باشی؟ 

این بچه‌ها دیگه نمی‌خوان آب، تورو می‌خوان
میشه براشون باز سَقّاشی؟ 

وقتی خجالت می‌کِشی شرمنده‌تر میشم
سَقّا بدونِ دست هم سَقّاست باورکن

تو چشمِ عباسم نبینم اَشکِ غَم باشه
بی‌تو حسین تنهاست باور کن

دریا تو دستاته، برادر
ممنونِ دستاتم، علمدار

چشمات پُر از خون شد، عزیزم
دلتنگِ چشماتم، علمدار

دستم رو می‌گیرم به پهلو راه میرم من
اونچه نباید عاقبت دیدی سَرَم اومد

تاکه نِشَستم پیش تو انگار حس کردم
یک‌لحظه بوی مادرم اومد

دیدی بهت گفتم کبوده صورتِ مادر
دیدی بهت گفتم که خیلی سخت راه میره

دیدی چقدر سخته ببینی مادرت هربار
دستش رو به پهلوش می‌گیره

دریا تو دستاته، برادر
ممنونِ دستاتم، علمدار

چشمات پُر از خون شد، عزیزم
دلتنگِ چشماتم، علمدار
****
بگو چه رُخ داده در این عَلقَمه
که آمده مادرِ ما فاطمه

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سید مجید بنی فاطمه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نظرات