وقتی مرا در روضه دعوت میکند زهرا
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن92
بازدید12.8K
وقتی مرا در روضه دعوت می کند زهرا یعنی کریمانه کرامت می کند زهرا بیش از پدر مادر محبت می کند زهرا از نان شب خرج رعیت می کند زهرا تفسیر ناب آیه های العطا یعنی لطف بدون منت و بی انتها یعنی پیراهنش در دست خالی گدا یعنی شام زفافش هم عنایت می کند زهرا هرکس مقیم خانه اش شد اهل ایمان شد مقداد شد میثم شد و عمار و سلمان شد از برکتش حتی یهودی هم مسلمان شد چادر نمازش هم هدایت می کند زهرا چیزی نمی خواهد در این دنیا برای خود روزی دهد همسایه را با ربنای خود پهلویش آزرده است اما با خدای خود هرشب سر سجاده خلوت می کند زهرا یک عمر در کنج دلش یاد علی دارد تصمیم بر یاری و امداد علی دارد لحظه به لحظه بر لبش یاد علی دارد با ذکر مولایش عبادت می کند زهرا بوی شهادت می رسد از لحن سوگندش لبیک یا حیدر نوشته روی سربندش جان علی را می خرد با جان فرزندش از هستی اش خرج ولایت می کند زهرا با صورت نیلی و با چشمان کم سویش با سینه آزرده و با زخم بازویش با لاله های بسترش با درد پهلویش از غربت حیدر روایت می کند زهرا فردای محشر باز محشر می شود قطعا مادر میاید دیدنی تر می شود قطعا با لطف او یک طور دیگر می شود قطعا از ما گنهکاران شفاعت می کند زهرا هم سینه زن هم گریه کن هم روضه خوانش را هم چای ریز بی ریا و بی نشانش را تا دوستان دوستان دوستانش را با دست خود راهی جنّت می کند زهرا قامت خمیده بود ولی سرفراز بود زهرا میان آتش و خون در نماز بود آخ در را شکست! آنکه نفهمیده بود که حتی به روی او درِ این خانه باز بود آخر جهاز فاطمه بر دخترش رسید آخ وقتی سوار بر شتر بی جهاز بود!