
ببین التماسه، دله دخترت رو چرا جمع کردی، دیگه بسترت رو میشه دیگه امشب، تو روتو نگیری بدون من آخه، کجا داری میری نمیگی که بی تو یه خونه خرابم برا هر سلامم کی میده جوابم شده بستر تو پره لاله بازم آخه کاره من نیست که تابوت بسازم مرو یار حیدر4 ********** به تابوت دیگه تمومه حواست بازم خون تازس روی لباست داری راه میری نشسته نشسته دیدم از نفسهات که دندت شکسته بمون پیش حیدر یه روزم یه روزه نمیزارم ایندفعه پهلوت بسوزه نمیزارم این خونه آتیش و دود شه نمیزارم این دفعه گونت کبود شه مرو یار حیدر4 **********