
ای آسمانِ عاطفه، ای روحِ بیکران بعد از تو ناتوانی شده بالِ کبوتران خَیرُ النسایی و به خودت میشناسمت دنیا نداشت غیر خودت از تو بهتران دینم حرام اگر که به غیر تو رو کنم تو مال ما، بهشت خدا مال دیگران شایسته است بعد بیابان نشینیات گوشهنشین شوند تمامِ پیامبران دستش شکسته باد هر آن که تو را شکست نانش حرام باد هر آن که تو را در آن کوچه فقط به خاطر یک قطعه خاک زد باید از این به بعد بمیرند نوکران این روزها که حرمت رویت شکستهاند خوب است گوشواره درآرند مادران آنها تو را زدند غرور علی شکست آری شکستنیست غرورِ دلاوران بعد از تو احترام ندارد قبیلهات مادر که رفت وای بر احوال دختران