نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ابنالحسن زخرالحسین عبداللهم من یا عمتی حساس بر ثاراللهم من انگار بوی خون مولایم بیاید من زنده باشم صوت آقایم بیاید من زنده باشم غربت او را ببینم دور عمو گرگان بدخو را ببینم شمشیرها دارند میبارند بر او از بدر و خیبر کینهها دارند بر او دستم رها کن بیسپر مانده عمویم من زندهام کِی بیپسر مانده عمویم من آمدم یا عمیالمظلوم آقا ای از تمام لشکرت محروم آقا ای وای من قربان این زخم سر تو دارد چه بد خون میرود از پیکر تو ای وای اگر شمشیرها جانت بگیرند قوت ز دست و پا و چشمانت بگیرند ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد