نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آهستهتر بزن، به پیمبر گناه نیست لبهای سنگ خوردهی او رو به راه نیست داری درست جای همان نیزه میزنی این مجلس شراب کم از قتلگاه نیست این سر به جبر نیزهی اشرار آمده با داغ دستهای علمدار آمده طعنه به پیری او میزنی چرا؟ همراه زینب از سرِ بازار آمده غیر از این روضه کلامی قاتل سادات نیست جای زینب بر درِ دروازه ساعات نیست * * * * بلند بالا و نیک سیرت، چنان پیمبر، علیاکبر به خَلق و خُلق و به صوت و منطق، نبی دیگر، علیاکبر رسول صورت، بتول عصمت، علی شجاعت، حسن سخاوت حسین هیبت، چو بوالفضائل یل دلاور، علیاکبر به کربلا تا که زائر آید، همیشه پایین پاست مقصد که با وجود تو شد، ضریح حسین شش در، علیاکبر ستارهی بیبدیل لیلا، برای شادی دلیل لیلا علیکِ قولاً ثَقیلِ لیلا، عزیز مادر، علیاکبر به صبح و ظهر و به عصر و مغرب، حسین امام و تویی مکبّر پس از شمایان نماز هم میشود مکدّر، علیاکبر چه دارم از تو برای گفتن، حدیث حُسن تو ورد دشمن ولی نبودی، ولی نداری کم از برادر، علیاکبر خیام آل علیست بستان، که هر کدام از شما بزرگان یکیست نخل و یکیست سرو و تویی صنوبر، علیاکبر چه گویم از شرح اِرباً اِربا، که دیدهام در تمام صحرا علیاکبر، علیاکبر، علیاکبر، علیاکبر * * * * بالای سرت هزار غم میبینم یک کوچه میان دشت هم میبینم این پیکر توست، یا خطای دید است انگار تو را زیاد و کم میبینم * * * * برخیز علی خیمه صفا میخواهد بابای تو پیر است، عصا میخواهد برداشتن تو از زمین ممکن نیست این پیکر پاشیده، عبا میخواهد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد