شام بر عترت طاها چقدر سخت گذشت وای بر دختر زهرا چقدر سخت گذشت دو سه روزی دم دروازه معطل بودند پشت دروازه به آنها چقدر سخت گذشت کاش شب بود و نمیدید کسی زینب را بین انظار خدایا چقدر سخت گذشت وسط آن همه نامحرمِ بی شرم و حیا سرِ بازار به زنها چقدر سخت گذشت دور زنها یک تماشاخانه راه افتاده است دیدنم سرگرمی زنها شده کاری بکن من سر یک روسری صدبار سیلی خوردهام تازه میفهمم چه بر زهرا شده با کنیزم سمت بازار کنیزان رفتهام فضه میفهمد چه بر ما شده کار کاری بکن آن یهودیه که نگاهش به سرها افتاد ناسزا گفت به مولا چقدر سخت گذشت هر کسی بغض علی داشت به اکبر میزد پای آن نیزه به لیلا چقدر سخت گذشت دختر آیهی تطهیر کجا بزم شراب بیشتر از همه آنجا چقدر سخت گذشت دیدم بزم شراب و می کشیدم عذاب و وقتی مرد غریبه بست به دستام طناب و پر شدم از کبودی ای وای بین چندتا یهودی ای وای دختر آیهی تطهیر کجا بزم شراب بیشتر از همه آنجا چقدر سخت گذشت