نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

شام بر عترت طاها چقدر سخت گذشت وای بر دختر زهرا چقدر سخت گذشت دو سه روزی دم دروازه معطل بودند پشت دروازه به آنها چقدر سخت گذشت کاش شب بود و نمیدید کسی زینب را بین انظار خدایا چقدر سخت گذشت وسط آن همه نامحرمِ بی شرم و حیا سرِ بازار به زنها چقدر سخت گذشت ---- دور زنها یک تماشاخانه راه افتاده است دیدنم سرگرمی زنها شده کاری بکن من سر یک روسری صدبار سیلی خوردهام تازه میفهمم چه بر زهرا شده کاری بکن با کنیزم سمت بازار کنیزان رفتهام فضه میفهمد چها بر ما شده کاری بکن ---- آن یهودیه که نگاهش به سرها افتاد ناسزا گفت به مولا چقدر سخت گذشت هر کسی بغض علی داشت به اکبر میزد پای آن نیزه به لیلا چقدر سخت گذشت دختر آیهی تطهیر کجا بزم شراب بیشتر از همه آنجا چقدر سخت گذشت ---- دیدم بزم شراب و، می کشیدم عذاب و وقتی مرد غریبه، بست به دستام طناب و پر شدم از کبودی ای وای بین چندتا یهودی ای وای ---- دختر آیهی تطهیر کجا بزم شراب بیشتر از همه آنجا چقدر سخت گذشت
هنوز نظری ثبت نشده