نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یل یلِ میدانه، قاسم رجزخوانه از ترس شمشیرش ازرق هراسانه بین میدان قاسم است یا ماه تابان آمده؟ خوش قدوبالاترین سرو جوانان آمده بس که با هیبت رسیده من نفهمیدم دگر یک تنه او آمده یا کل گردان آمده؟ جنگاور قاسمه، صنوبر قاسمه مث باباش حسن شیر تندر قاسمه رجز پشت رجز من ز نسل جملم یه ضربه کافیه چون که ضرب الاجلم یا قاسم، یا عزیز الله ... برق دو چشمانش ماننده الماسه مثل علی اکبر شاگرد عباسه آن قدَر شوق پریدن در دلش دارد که او بند کفشش را نبسته، سوی میدان آمده تا که خوانده: "إن تَنکُرونی فأَنَا ابنُ المُجتَبیٰ" پیرمردان جمل گفتند: که طوفان آمده تناور قاسمه، کیمیاگر قاسمه به کوریِ عدو، از همه سر قاسمه گلستان قاسمه، باغ و رضوان قاسمه به افواج ملک داده فرمان قاسم قاسم، یا قاسم ... یاقاسم، عزیز الله ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد