
زلف تو در توی قاسم، تابِ گیسوی قاسم خم کجِ ابروی قاسم، قد دلجوی قاسم عیناً حسن، ذاتاً حسین صولت و مَه روی، قاسم روی خوش، روی قاسم نغمهی هو هوی قاسم زورِ بازوی قاسم عیناً حسن، ذاتاً حسین قاسم حریف تن به تن دارد؟ ندارد این نوجوان جوشن به تن دارد؟ ندارد چیزی کم از بابا حسن دارد؟ ندارد اصلاً مگر ازرق زدن دارد؟ ندارد قاسم ثمر، قاسم و اعلی گوهر قاسم و کلاً قمر قاسم و یا ناصرالحسین صاحب جدل قاسم و شیرین عسل قاسم و خیرالعمل قاسم و یا ناصرالحسین