نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ِاِبنُ المرتضی و اباالقاسم شد چون شیر نَر به میدان عازم با نعره های اَنا ابنُ الحیدر بر در تمام معرکه شد حاکم وسط معرکه مثل پدرش غوغا کرد شیوهی جنگ علی را به جَدَل معنا کرد آنقدر تیغ حسن از سر دشمن سر ریخت که مَلَکُ الموت دگر لب به شکایت وا کرد ای جان حسن دلبرِ جانان حسن ای یَل دوران حسن صاحب شوکت و قدرت و هیبت حسن سلطان حسن همه دین و ایمان حسن معنی طوفان حسن صاحب صولت و غیرت حکمت حسن یا حسن مولا آماده شده برای حمله گویا زلزله شده در غَزوه از نَعرهی مجتبی ترسیدن لرزیده تن زُبیر و طَلحه همهی لشکر دشمن شده تسخیر او شتر فتنهگر است و دَم شمشیر او و به یک ضربه چنان ناقهی او را پی کرد که جهان شوکه شد از نغمهی تکبیر او مَحشر حسن ای سَر و سَرور حسن دلبر مادر حسن نور دلاور و شور دلانگیز حسن لشکر حسن فوق باور حسن شیر نَرِ حیدر حسن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد